Menu

اوضاع سیاسی کرمان از ابتدای قاجار تا نهضت مشروطیت

نویسنده: دکتر رامین یلفانی

مقدمه:

نام سرزمین و مردم کرمان که از دوران هخامنشی تا امروز همواره در آثار و کتب تاریخی برده شده از مهم ترین ایالات ایران بوده و موقعیت سیاسی و اقتصادی تاثیر گذاری بر حکومتها و دولتهای ایران داشته است. در دوران قاجار تا پیش از نهضت مشروطیت، حاکمان زیادی برآن خطه حکومت کردند و در میان آنان شاهزادگانی بودند جزو قدرتمندترین افراد در خاندان قاجاری به شمار می‌رفتند اما گشایش چندانی در اوضاع سیاسی و به خصوص اقتصادی کرمان دیده نشد. به نظر می‌آید در این باره بایستی کنجکاوی و تحقیق بیشتری صورت گیرد و حکومت آن شاهزادگان و دستاوردها و انگیزه ایشان و حکومت مرکزی و همچنین نوع نگرش آنان به سرزمین کرمان مورد بررسی قرار گیرد تا علل ادامه عقب‌ماندگی آن منطقه که از اواسط صفوی آغاز شد بیش از پیش روشن گردد.

شهر کرمان در سال 1209ه‍.ق توسط آقامحمد خان قاجار فتح و عده زیادی از ساکنان آن کشتار شدند، عده‌ای هم توسط عوامل سپاه قاجاری کور گردیدند. شهر نیز غارت شد و آثار این واقعه تا سالهای سال در آن خطه باقی ماند و وبال جانشینان آقامحمد خان گردید. گناه کرمانیان، همدستی و همکاری با آخرین خان زند، لطفعلی خان بود.

یک سال بعد به وساطت حاکم یزد «محمدتقی خان یزدی»، کرمانیان عفو شدند و اختیار کرمان به او سپرده شد.1 سپس پسرش علی‌نقی خان به نیابت از سوی پدر، در کرمان مستقر شد و به تجدید بنای حصار ویران شده شهر پرداخت. از قرار معلوم عده‌ای از زردشتیان یزدی را که در ساختن برج و بارو مهارت داشتند به کرمان آورد.2

ازدواج فتحعلیشاه با زنی از اهالی «رابر» کرمان و نفوذ آن زن بر پادشاه قاجاری باعث شد تا اوضاع کرمان کمی مورد توجه قرار گیرد لذا شاه یکی از بستگان خود را به نام «ابراهیم خان ظهیرالدوله» به حکومت آن ولایت فرستاد.

ابراهیم خان ظهیرالدوله از سال 1218 تا 1240ه‍.ق در کرمان حکومت کرد3 و چون از چند جهت با فتحعلیشاه، خویشاوندی داشت، از این جهت دوره حکومت او بر کرمان از ادوار ارزشمند آن خطه محسوب می‌شود. بناهایی که ابراهیم خان برای تامین آسایش کرمانیان ساخت، هنوز مورد توجه است. حکومت ابراهیم خان ظهیرالدوله تا حدودی آثار خرابی‌های به جا مانده از دوران بی مهری آقامحمد خان نسبت به کرمان را زدود.

سالهای آخر حکومت مقتدرانه ظهیرالدوله، مقارن با بروز اختلافاتی در خاندان او و سوء استفاده دیگران از این منازعات بوده است. عوامل اصلی این اختلافات عبارت بودند از:

  1. اختلافات میان پسران ظهیرالدوله و تحریکات حسینعلی میرزا فرمانفرما که سودای جانشینی فتحعلیشاه را در سر داشت.
  2. سوءاستفاده متنفذانی همچون شفیع خان راوری و عبدالرضا خان یزدی از موقعیت موجود.4

ابراهیم خان ظهیرالدوله در سال 1240ه‍.ق درگذشت و خانواده‌ای گسترده که بسیاری از فرزندانش در نواحی مختلف کرمان حکومت داشتند از او باقی ماند.موضوع عواقب ناخوشایندی برای آن منطقه در پی داشت.

پس از مرگ ابراهیم خان، پسر ارشد او عباس‌قلی خان به حکومت کرمان رسید. بر اثرتحریکات پیشکارش محمد قاسم خان دامغانی، به بم حمله برد و برادرش رستم خان را شکست داد و برخی اطرافیانش را کشت. همچنین سپاهی را که فتحعلیشاه برای سرکوبی او به کرمان اعزام داشته بود را در هم شکست و خانلر خان زند، فرمانده آن را کشت.5 در همان هنگام، شاهزاده محمد ولی میرزا، حاکم یزد برای گزارش اوضاع کرمان به تهران رفت و عبدالرضا خان یزدی پسر تقی‌خان، بیگلربیگی سابق یزد از فرصت استفاده کرده طغیان نمود و خانواده شاهزاده را از سهر بیرون نموده روانه کرد.

عباس‌قلی خان حاکم کرمان، به همراهی محمدقاسم خان، سپاه کرمان را به بهانه آرام کردن اوضاع یزد بدان سو حرکت داد اما در منزل شمش (دوازده فرسنگی یزد)، سپاهیان که از نیت آنان، آگاه شده و دانستند که قصد طغیان علیه دستگاه سلطنت را دارند، از خدمت روی برتافته و پراکنده گردیدند. عباسقلی خان به ناچار به شیراز رفته، محمدقاسم خان نیز به سیستان گریخت و در آنجا توسط دایی عباسقلی خان، حسنعلی میرزا شجاع‌السلطنه، دستگیر و به تهران فرستاده شد و کور گردیده، پس از مدتی درگذشت.6 در همین گیرو دار، حسنعلی میرزا شجاع‌السلطنه که حکمران خراسان بود به بهانه برقراری آرامش در یزد و ظاهراً بدون اجازه اولیای دولت بدان سو حرکت نمود و به محاصره این شهر پرداخت. این محاصره نه ماه به طول انجامید اما موفقیتی به دست نیاورد.7

در این زمان جنگهای با روسیه در حال خاتمه یافتن بود و مقدمات انعقاد عهدنامه ترکمانچای مهیا می‌شد. به این سبب عباس میرزا نایب‌السلطنه مامور ایجاد نظم و آرامش در یزد و کرمان شد. چون خبر حرکت عباس میرزا به شجاع‌السلطنه رسید دست از محاصره یزد برداشته عازم کرمان شد. عباس میرزا پس از تسخیر یزد کرمان آمد و با اتخاذ تدابیری، شجاع‌السلطنه را دستگیر کرده به تهران فرستاد.

عباس میرزا پس از فتح کرمان، سیف‌الملوک میرزا داماد خود را به حکومت گماشت. اما اندک زمانی نگذشت که ایلات فارس به خاطر رنجش از حسینعلی میرزا فرمانفرما پسر دیگر فتحعلیشاه به کرمان آمدند. حسینعلی میرزا در تعقیب ایلات به کرمان حمله برد و مردم کرمان که از سیف‌الملوک دل خوشی نداشتند فرمانفرما را به کرمان دعوت نمودند و سیف‌الملوک را که به شکار رفته بود به شهر راه ندادند. فرمانفرما به کرمان حمله برد و شهر را تصرف نمود. در همین جنگ بود که ارغون میرزا پسر شجاع‌السلطنه کشته شد. فرمانفرما حکومت کرمان را به هلاکومیرزا پسر دیگر شجاع‌السلطنه واگذاشت و خود روانه فارس شد.8

در سال 1248ه‍.ق قهرمان میرزا پسر نایب‌السلطنه که حکمران یزد بود قصد تصرف کرمان را نمود؛ اما از آقاخان پسر دیگر شجاع‌السلطنه شکست خورد و در این هنگام خود شجاع‌السلطنه به کرمان آمد و این زمانی بود که عباس میرزا درگذشته بود.

 در سال 1250ه‍.ق که فتحعلیشاه از دنیا رفت، شجاع‌السلطنه فرزندان خود هلاکو میرزا و فروغ‌الدوله(آباقاخان) را در کرمان به نیابت نشانید و خود روانه شیراز گردید تا فرمانفرما را بر تخت سلطنت نشاند؛ اما دو چشم خود را بر سر این کار گذاشت9 زیرا هر دو به دست فیروز میرزا پسر عباس میرزا دستگیر و به تهران فرستاده شدند و در آنجا به دستور قائم‌مقام، شجاع‌السلطنه کور گردید.

از وقایع این سالها می‌توان به قیام آقاخان محلاتی در سال 1251ه‍.ق اشاره کرد.10 آقاخان پسرخلیل الله و او پسر سید ابوالحسن خان از سادات اسماعیلیه بود که در دوره زندیه حکومت کرمان را داشت. شاه خلیل الله در سال 1232ه‍ .ق طی واقعه‌ای در یزد به قتل رسید.11

پس از او پسرش آقاخان که به جای پدرامام اسماعیلیه بود از جانب فتحعلیشاه مورد عنایت و عطوفت قرار گرفت و به دامادی شاه و حکومت محلات و قم برگزیده شد.12

آقاخان که در زمان محمد شاه و به پیشنهاد قائم‌مقام حاکم کرمان شده بود، به تحریک انگلیسیها (که در پی جداسازی سیستان از ایران و ایجاد آشفتگی در نواحی جنوبی ایران بودند) علیه حکومت مرکزی قیام کرد اما توسط فیروز میرزا به شدت سرکوب شده و در قلعه بم متحصن گردید (1255ه‍.ق) که اندک مدتی بعد تسلیم شده و امان خواست.13

آقاخان پس از دستگیری به تهران فرستاده شد. مدتی در حضرت عبدالعظیم(ع) بست نشست تا اینکه توسط حاج میرزا آقاسی صدراعظم محمد شاه امان یافت و روانه محلات گردید. پس از چندی از اولیای دولت اجازه سفر مکه و عتبات را گرفت. ابتدا زنان و فرزندان و اموال خود را از راه بغداد روانه کربلا و نجف گردانید و خود شروع به جمع آوری اسب و سوار نمود و در ماه رجب 1255ه‍.ق با ملازمان خود به جانب کرمان حرکت کرد. در بین راه احکامی مبنی بر واگذاری حکومت کرمان از سوی دولت به خود را جعل نمود و به همراه نامه‌هایی برای اعیان کرمان، بدانجا فرستاد.14

 قیام مجدد آقاخان و حمله او با هزاران مرد جنگی به شهر بابک در سال 1256ه‍.ق نیز از جمله اتفاقات این دوره است که تشنج‌های بسیاری به همراه داشت و عاقبت به شکست آقاخان و مهاجرت او به هند منجر شد. شورش کرمان و قیام اسماعیلیان در این شهر که مدت 14 ماه توجه محمد شاه قاجار را به خود مشغول ساخته بود، توسط فضلعلی خان قراباغی (حاکم کرمان) سرکوب شد.

در زمان فضلعلی خان نیز وقایعی در کرمان روی داد، مهم‌ترین آن اینکه او برای سرکوب اشرار و سارقین بلوچ از کرمان بیرون رفته بود که در مراجعت به کرمان خبر مرگ محمد شاه قاجار رسید. عبدالله خان صارم الدوله که رییس قشون بود با بعضی از خوانین کرمان همدست شده و از ورود فضلعلی خان به شهر ممانعت کردند و او به ناچار روانه تهران گردید.15

پس از استقرار ناصرالدین شاه برتخت سلطنت، شاهزاده طهماسب میرزا مویدالدوله به حکومت کرمان منصوب گردید (ربیع‌الاول 1265) وبه انضباط شهر و مجازات اشرار همت گماشت. سفری نیز به بلوچستان کرد و اشرار و سرکشان آنجا را به اطاعت واداشت. به نظر می‌رسد قتل و غارت و خرابی حاصل از این لشکرکشی بسیار بوده است.16

در سال 1267ه‍.ق که ناصرالدین شاه به اصفهان آمده بود مویدالدوله برای عرض گزارش حوزه حکومت خود به اصفهان رفت و به پیشنهاد او بود که به اندازه شش هزار تومان نقد و سه هزار خروار جنس برای سال 1268 به مردم کرمان تخفیف داده شد.

پس از مویدالدوله، محمد حسن خان سردار ایروانی به حکومت کرمان رسید. از وقایع زمان او می‌توان به فتح رودان قلاع بندرعباس اشاره نمود.

سپس حکومت کرمان به غلامحسین سپهدار سپرده شد. حقایق‌الاخبار ناصری اشاره به تاخت و تاز بلوچها در ناحیه شهداد کرمان نموده است که سرانجام به سعی و اهتمام سپهدار سرکوب شدند. نشان این فتح سی و چهار نیزه سر بود که به دارالخلافه فرستاده شد.17

در سال 1276ه‍.ق کیومرث میرزا عمیدالدوله به حکومت کرمان رسید. پیشکار او محمد اسماعیل نوری بود. در این زمان به علت قحط و گرانی، اوضاع کرمان آشفته بوده است. در سال 1277ه‍.ق حکومت کرمان مستقلا" به محمد اسماعیل خان نوری واگذار گردید که بعد از دوسال به دریافت لقب وکیل‌الملکی نایل گردید.18 این اولین بار بود که از ابتدای دوران قاجار به بعد، یک غیر قاجار به حکومت کرمان می‌رسید.

وکیل‌الملک در طول دوران حکومت خود به جلب مردم کرمان پرداخت و دست به عمران و آبادانی در کرمان و سیستان زد و بناهای زیادی از حمام و مسجد و کاروانسرا و بازار و قناتهای متعدد از خود به یادگار گذاشت. در نتیجه اقدامات او،امنیت و آرامش در کرمان برقرار گردید و صنعت و تجارت رونقی به سزا یافت.19 شهر سیرجان نیز در دوران این مرد مازندرانی از اقدامات عمرانی زیادی بهره برد.

مرگ مرموز وکیل‌الملک در کرمان باعث شد تا روایاتی بین عموم مردم، مبنی بر قتل او (با نوشاندن قهوه قجری) توسط عمال حکومت مرکزی رواج پیدا کند. معروف بوده که مکاتباتی بین وکیل‌الملک و سپهسالار حاکم خراسانی مبنی بر طرح توطئه‌ای علیه ناصرالدین شاه درجریان بوده و شاه که از موضوع اطلاع حاصل می‌کند هر دو را با قهوه قجری به دیار باقی روانه می‌سازد. فاصله مرگ این دو حکمران بسیار کوتاه بود(حدود دو ماه) و این تصورات که شاه هر دو را از میان برد تقویت می‌نمود.20

پس از مرگ محمداسماعیل خان نوری، حاجی حسین خان شهاب‌الملک در 1284ه‍.ق حکمران کرمان گردید. به اهتمام او مسجد ملک که از بناهای دوران سلجوقیان کرمان است تعمیر شد و نیز به فرمان او مدرسه‌ای جهت شاگردان جناب حاجی سید جواد مجتهد کرمانی ساخته شد.21

پس از شهاب‌الملک، مرتضی قلی خان فرزند وکیل‌الملک اول به حکومت کرمان برگزیده شد و لقب وکیل الملک به او داده شد. از اقدامات مهم او تصرف چابهار است که بعد از دوران سلاجقه هرگز در تصرف کرمان نبود و نیز تسخیر قلعه کوهک که پایگاه و مامن بلوچها بود.22

در سال 1288ه‍.ق حاج محمد کریم خان پیشوای شیخیه کرمان از دنیا رفت و فرزند او حاج محمد خان جانشین پدر گردید. از اتفاقات مهم این دوره می‌توان به قیام محمد شالباف اشاره کرد. در سال 1294ه‍.ق کرمان دچار قحطی و گرانی غله گردید و این مساله بهانه‌ای شد برای ایجاد شورش و بلوایی که روز به روز گسترده‌تر گردید. گروههایی تحت عنوان «حیدری» و «نعمتی» و یا «شیخی» و «بالاسری» شهر را در هم می‌ریختند و شخصی گمنام به نام علی محمد خان را به ریاست خود انتخاب کرده بودند. وکیل‌الملک در مقابل شورشیان عکس‌العملی نشان نداد و تنها به ارسال گزارشهای حوادث کرمان به پایتخت اکتفا می‌نمود. از آنکه حسینعلی خان سرتیپ مامور ایجاد نظم و امنیت در کرمان گردید و ماموریت خود را به انجام رسانیده و به تهران بازگشت وکیل الملک هم از حکومت کرمان استعفا نمود.23 به نظر می‌رسد ریشه قیام شالبافان را نیز باید در اختلافات شیخیها و بالاسریها جستجو نمود چرا که این موضوع موقتاً با تبعید رهبران دو گروه به پایان رسید.

بعد از وکیل‌الملک، حکومت کرمان به شهاب‌الملک شد. در زمان او همچنان شورش دسته‌های مختلف اجتماعی ادامه داشت. در جریان یکی از این شورش‌ها در بازار کرمان، یحیی خان کلانتر به واسطه اهانتی که به مردم کرده بود کشته شد.

حاج سیاح محلاتی که در زمان حکومت همین شهاب‌الملک به کرمان آمده بود وضعیت نابسامان آن شهر را چنین توصیف می‌کند:

سیاحت شهر کرمان را کردم. این ایالت که در تاریخ ایران از جاهای معروف و نامی و مدتها مقر سلاطین مستقل بوده، آبادی و صنایع و ادباء و علما و بزرگان آن مشهور بوده‌اند. فعلاً خرابه زاری گردیده که گویا لشکر ظلم برای این ایالت خلق شده است.24

از سال 1298ه‍ .ق تا سال 1309ه‍.ق حکومت کرمان به عهده عبدالمجید میرزا ناصرالدوله بود. مدت حکومت او یازده سال به طول انجامید و در این مدت شش بار به بلوچستان سفر نمود و نظم و آرامش را در تمام آن نواحی برقرار نمود.25

سوغات این سفرهای نظامی سرهایی بود که به پایتخت فرستاده می‌شد. این سختگیریها درباره بلوچستان، از مالیات انسان تا نیزه‌های سر، باعث گردید که شمار زیادی از اهالی آنجا به کراچی و مسقط و زنگبار مهاجرت نمایند.26 سفرهای متعدد ناصرالدوله به بلوچستان برای از بین بردن توان بلوچها بوده است. از بناهای معروف این شاهزاده باغی است در ماهان که به باغ شاهزاده معروف است و هنوز پابرجاست.27

این شخص در روزهای آخر ماه رمضان 1309 ه‍ .ق به مرض آنفلوآنزا از دنیارفت در حالی که به فاصله دو سال قبل از آن، چهار فرزند نونهال خویش را به علت بیماری از دست داده بود و دائما در حزن ناشی از این واقعه به سر می‌برد.

پس از او درسال 1309 ه‍ .ق عبدالحسین میرزا نصرت‌الدوله، فرزند نصرت‌الدوله فرمانفرما به حکومت کرمان رسید28 و پیشکاری حکومت را به اسدالله خان بهجت‌الملک که بعدها لقب سردارمعتضد یافت، واگذار نمود. از وقایع دوران حکومت عبدالحسین میرزا، حمله اشرار و سارقین ایلات عرب و بهارلوی فارس و ایجاد خرابی و خسارت فراوان در آنجا بود که فرمانفرما مامور سرکوب آنها گردید و به فارس لشکر کشید و آرامش را در آن نواحی برقرار نمود و پس از چندی به پایتخت احضار شد.29

در سال 1311ه‍ .ق میرزا فتحعلی خان صاحب دیوان به حکومت کرمان و بلوچستان برگزیده شد و عمل پیشکاری خود را به میرزاحسن خان معتمد دیوان شیرازی واگذار نمود. اما طولی نکشید که میانه صاحبدیوان و معتمد دیوان به هم خورد و این اختلاف موجب آشفتگی امور حکومتی صاحبدیوان گردید و به تهران فراخوانده شد.30 ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضای کرمانی در هفدهم ذیحجه 1313 ه‍.ق و مغضوب شدن اهل کرمان به واسط‍ۀ این عمل، از اتفاقات مهم دوران حکومت فرمانفرماست.31 در روز شنبه هیجدهم ذیحجه 1313 خبر قتل ناصرالدین شاه به وسیله تلگراف به کرمان رسید و فرمانفرما برای جلوگیری از ایجاد هرج و مرج و ناامنی که معمولا در چنین مواقعی امکان به ظهور رسیدن آن زیاد است تدابیری اندیشید و در نتیجه در تمام بلوکات و نواحی امنیت برقرار نمود. فقط طایفه بهارلوی فارس در حدود سیرجان شرارتهایی نمودند که توسط نظامیان سرکوب گردیدند.32

جلوس مظفرالدین شاه بر اریک‍ۀ سلطنت ایران در 26 محرم 1314 ه‍ .ق نیز در دوران حکومت فرمانفرما در کرمان بوده است. مقدمات و مراسمی در کرمان جهت تهنیت وشادباش تدارک دیده شده بود که بسیارباشکوه و چشمگیر بود.33 پس از جلوس مظفرالدین شاه به سلطنت، فرمانفرما با اجازه شاه، بهجت‌الملک امیرتومان را به نیابت گذاشته روانه تهران گردید. مظفرالدین شاه حکومت کرمان را به برادرخود کامران میرزا واگذار کرد اما چون او قبلا حکومت پایتخت را داشت، از پذیرش حکومت کرمان خودداری ورزیده و شاه به ناچار مجددا فرمانفرما را مامور حکومت کرمان نمود.34 فرمانفرما تا سال 1315ه‍ حکومت کرمان را داشت. در این سال غلامرضا خان شهاب الملک ملقب به آصف الدوله برای بار دوم به حکومت کرمان رسید. گزارشهای باقی مانده حاکی از آشفتگی کرمان در این زمان است. از قرار معلوم به خاطر سختگیریهای ماموران مالیاتی، میان مردم و حکومت درگیریهایی به وقوع پیوست و بعضی از طوایف سربه شورش برداشته و تمرد نمودند. از جمله بلوچها طغیان کرده و بعضی از شهرها و قصبات نزدیک بلوچستان از جمله جیرفت و بم و نرماشیرو شهداد را غارت کرده وخرابی زیادی به بار آوردند و سرانجام سرکوب شدند.35

 در این زمان به واسطه وقوع خشکسالی، قیمت گندم و سایر غلات افزایش بسیار یافت و حاکم کرمان مجبور شد مامورانی به شهر‌های اطراف کرمان بفرستد تا گندم مورد نیاز مردم را به کرمان بیاورند. این مساله باعث سوءاستفاده بعضی از حکام شهرها گردید و از جمله در سیرجان حاکم وقت، علی‌اصغر خان، مقادیر زیادی گندم از ملاکین و اربابان گرفته و پول آنها را نپرداخت. اهالی کرمان به آصف‌الدوله شکایت نمودند اما توجهی نشد. به ناچار عده‌ای به تهران رفته و به دربار تظلم نمودند. از طرف دیگر هم سارقین و اشرار درتوابع کرمان بنای غارت و تاراج اموال قافله‌ها و رهگذران را گذاشتند و در حدود سیرجان بی نظمی زیادی نمودند.36

از اتفاقات مهم و مشهور این زمان قیام اسفندیار خان، رییس طایفه «بچاقچی» در سیرجان است. اسفندیار خان که سایکس او را «رابین هود ایران» نامیده است37 به واسطه ظلم و تعدیات حاکم سیرجان، با جمعی از افراد ایل خود به عنوان اینکه از پایتخت به او حکم شده است، حاکم را توقیف و سیرجان را تصرف نموده، مدت یک هفته زمام امور آنجا را به دست گرفت تا اینکه عده‌ای از بزرگان سیرجان نزد او رفته و حکم دولت را مطالبه نمودند؛ اما او از نشان دادن حکم خودداری نمود و در نتیجه مردم به حیله‌اش پی برده و قیام نمودند و اسفندیار خان مجبور شد به محل سکونت ایل خود فرار نماید. با رفتن او آرامش و امنیت بر شهر حکمفرما گردید. بر اثر این واقعه عده‌ای کشته شدند و مال فراوانی به تاراج رفت.38

چون خبر اغتشاش سیرجان و سایر توابع کرمان به تهران رسید، آصف‌الدوله از حکومت برکنار و میرزا حسینعلی خان امیر نظام گروسی که مردی فاضل و دانشمند بود به حکومت کرمان و بلوچستان منصوب گردیده و هرج و مرج و ناامنی به پایان رسید و ایالت کرمان آرامش یافت. امیر نظام در کرمان از دنیا رفت و در مقبره‌ای که خود در ماهان، در جوار قبر شاه‌نعمت‌الله ولی ترتیب داده بود به خاک سپرده شد.39

سپس حسام‌الملک زین‌العابدین خان به حکومت کرمان منصوب گردید و او نیز در سال1319ه‍ .ق برکنار و محمود خان علاءالملک به حکومت آنجا برگزیده شد، به نوشت‍ۀ ناظم‌الاسلام کرمانی:

در کرمان آثارنیک گذارد و با اینکه زمان استبداد بود و حاکم فعال مایشاء، به قسمی سلوک نمود که الی کنون اهالی کرمان آرزوی حکومت او را دارند زیرا که در کرمان مرسوم بود حاکم هرگاه سوار می‌شد برای دیدن و بازدید علماء و غیر آن متجاوز از صد فراش چوب به دست در جلو اسب حاکم می‌افتادند و مردم را اذیت می‌رسانیدند. علاءالملک این کار زشت را موقوف نمود و خود سوار الاغ می‌شد یک نفر از نوکرهایش هم سوار اسب یا الاغ می‌شد و حرکت می‌کرد، چنانکه معروف به حاکم دو خره شده است (در مقابل دو اسبه). در رسیدگی به عرایض رعایا بنفسه رسیدگی می‌نمود. در سیستان با انگلیسیها مشغول مذاکره و تسویه امور سرحدیه گردید و با علماء کرمان مباحثه و مذاکره علمی می‌نمود.40

پس از علاءالملک در سال 1320ه‍.ق ظفر السلطنه به حکومت کرمان منصوب شد. در زمان او بود که کنسولگری روسیه در کرمان دایر گردید. از همین زمان است که در کرمان نیز زمزمه‌های مشروطه خواهی به گوش می‌رسید.41

مقارن با نهضت مشروطه خواهی که مدت یکصد و چهارده سال از استیلای قاجاریان بر کرمان می‌گذشت سی و سه نفر بر کرمان حکومت کرده بودند که شانزده نفرآنان شاهزادگان قاجار بودند، از سوی دیگر چون بازماندگان ابراهیم خان ظهیرالدوله بیش از دیگران در سرزمین کرمان حکومت کردند، طبعاً به علت وابستگی به حاج محمدکریم خان پسر ابراهیم خان، بنیان گذار شیخیه در کرمان، نسبت به این فرقه موضع حمایت‌آمیز اتخاذ نموده و یا حداقل در برابرآنان بی تفاوت بودند. بنابراین هر قیامی علیه دستگاه حکومت صورت می‌گرفت می‌توانست به عنوان مخالفت با شیخیه قلمداد شود. این مخالفت‌ها تا حدی شدت یافت که در سال 1322ه‍.ق به صورت یک قیام عمومی و حمله به مقر حکومت رکن‌الدوله حاکم وقت انجام گرفت و بعد از خلع او، شاهزاده ظفرالسلطنه مجدداً به کرمان آمد و برای ایجاد امنیت در شهر ناچار شد مخالفان را با شدیدترین وضعی تنبیه نماید. از آن جمله حاج میرزا محمدرضا مجتهد کرمانی پیشوای مخالفان و بالاسریها را به فلک بست.

نتیجه گیری:

عدم توجه به سرزمین کرمان توسط حکومتهای مرکزی ایران، بعد از دوران شاه عباس اول صفوی آغاز شد و فقر و عقب‌ماندگی اقتصادی و تجاری آن منطقه تا اواخر دوران قاجار تشدید یافت. ضربه نظامی آقا محمد خان کرمان، نقطه عطفی در این موضوع بود که نصب پی در پی شاهزادگان متعدد قاجاری بر آن سرزمین که اکثراً علاقه‌ای نیز به محل ماموریت خود نداشتند، باعث به حاشیه رفتن هر چه بیشتر کرمان در نظر دولتمردان ساکن در پایتخت شد.

از طرف دیگر اوضاع کرمان مانند دیگر نقاط ایران دستخوش تشنجات حاصل از حکومت ملوک‌الطوایفی و عوارض ناشی از استبداد هیات حاکمه بوده است. واگذاری حکومت در این دوره، به نوعی به مزایده گذاشته می‌شده و براساس میزان پول پرداختی به دولت، به اشخاص تفویض می‌شد.

وضع مالیاتهای عجیب و مطالبات غیر معقول از مردم، از عوارض دوران فوق‌الذکر است که در نارضایتی هرچه بیشتر آحاد مردم موثر بوده است. عوارض استبداد حکام به علاوه روشنگری تعدادی از متفکران، زمینه‌های شکل گیری تفکر مشروطه‌خواهی را در اواخر دوران قاجاریه ایجاد کرد. البته از سالها پیش از رویداد نهضت مشروطه‌خواهی، متفکران معروفی که خواهان اصلاحات اجتماعی و سیاسی بودند در کرمان پدید آمدند، برخی از آنها حتی جان خود را در این راه از دست دادند.

پی‌نوشتها:

  1. وزیری کرمانی، احمدعلی خان. تاریخ کرمان. به تصحیح محمدابراهیم باستانی پاریزی. تهران: علمی، 1364، ص 758.
  2. نایینی، محمدجعفر بن محمدحسین (طرب). جامع جعفری (تاریخ یزد در دوران نادری، زند و عصر فتحعلی‌شاه). به کوشش ایرج افشار. تهران: انجمن آثار ملی، 1353، ص 475.
  3. احمدی کرمانی، شیخ یحیی. فرماندهان کرمان. به تصحیح محمدابراهیم باستانی پاریزی. تهران: نشر علوم، 1370، ص 11.
  4. لسان‌الملک سپهر، محمدتقی. ناسخ التواریخ. ج 1 . به اهتمام جمشید کیان‌فر. تهران: اساطیر، 1377، ص 448.
  5. لسان‌الملک سپهر، همان، ج 1، ص 405.
  6. نایینی، همان، صص 634-643.
  7. هدایت، رضاقلی خان. تاریخ روض‍ۀ الصفای ناصری. قم: خیام-پیروزی، 1339، صص 736 ـ 737.
  8. احمدی کرمانی، همان، صص 62-67.
  9. همان، ص 71.
  10. اعتضادالسلطنه، علی‌قلی میرزا. اکسیرالتواریخ. به اهتمام جمشید کیان‌فر. تهران: ویسمن، 1370، ص 518.
  11. لسان‌الملک سپهر، همان، ج 1، صص 290-291.
  12. هدایت، همان، ص 553
  13. لسان‌الملک سپهر، همان، ج 2، صص 734 ـ 735.
  14. همان، ج 2، صص 751 ـ 752.
  15. وزیری کرمانی، همان، ص 794.
  16. هدایت، همان، صص 531 و 532.
  17. خورموجی، محمدجعفر، حقایق‌الاخبار ناصری، به کوشش حسین خدیو جم، تهران: نشر نی، 1363، ص 161.
  18. وزیری کرمانی، همان، ص 807.
  19. احمدی کرمانی، همان، صص 105 ـ 106.
  20. باستانی پاریزی، محمدابراهیم. هشت الهفت (مجموعه مقالات). تهران: نوین، 1363، صص 22-28.
  21. اعتمادالسلطنه، محمدحسن خان. تاریخ منتظم ناصری. ج 3 . به تصحیح محمداسماعیل رضوانی. تهران: دنیای کتاب، 1367، ص 1904.
  22. احمدی کرمانی، همان، ص 114.
  23. همان، ص 123.
  24. سیاح محلاتی، محمدعلی. خاطرات حاج سیاح. به کوشش حمید سیاح. تهران: امیرکبیر، 1356، ص 162.
  25. وزیری کرمانی، همان، ص 814.
  26. سایکس، سرپرسی، تاریخ ایران. ترجمه سید محمدتقی فخرداعی گیلانی. تهران: شرکت سهامی چاپ، بی تا، ص 150.
  27. وزیری کرمانی، همان، ص 824.
  28. فرمانفرمائیان، مهرماه. زندگینامه عبدالحسین میرزافرمانفرما. تهران: توس، 1377، ص 75.
  29. وزیری کرمانی، همان، ص 825.
  30. همان، صص 825 ـ 826.
  31. همان، ص 829.
  32. همت کرمانی، محمود. تاریخ مفصل کرمان. کرمان: کرمان شناسی،1350، ص 339.
  33. فرمانفرمائیان، همان، ص 75.
  34. همت کرمانی، همان، ص 339.
  35. همان، ص343.
  36. وزیری کرمانی، همان، ص 832.
  37. سایکس، همان، ص 309.
  38. وزیری کرمانی، همان، صص833-838.
  39. همان، صص 839- 845.
  40. ناظم‌الاسلام کرمانی، محمد. تاریخ بیداری ایرانیان. به اهتمام علی‌اکبر سعیدی سیرجانی. تهران : نشر پیکان، 1376، ص 418.
  41. همت کرمانی، همان، ص 352.

 

 

  عضو هبات علمی دانشگاه آزاد اسلامی - واحد شهرری.

مزدک نامه 5 | موضوع : تاریخ

نوشته قبلی : ساختار اداری و اجرایی در دورۀ صفویه | نوشته بعدی : مهندس‌الممالک غفاری و دشت قهرود

مشاهده : 14 بار | print نسخه چاپی | لینک نوشته |

دی ان ان evoq , دات نت نیوک ,dnn
دی ان ان