Menu

سوگواری جانوران و طبیعت (بن مایه ای داستانی در آیین های عزاداری)

نویسنده: دکتر سجاد آیدنلو

با یاد شادروان مهندس مزدک کیان­فر و به احترام استاد جمشید کیان­فر.

 

به گزارش گرشاسپ­نامه در مرگ گرشاسپ:

هـوا ز اشـک مـرغـان پر از ژالـه شد          کُـه از بـانـگ نخچیـر پـر نـالـه شد

هـمـان روز بـگـرفـت نـیـز آفـتـاب        نمـود ابـر از آن پـس به باران شتاب1

روایت این دوبیت مبتنی بر بن مایه­ای است که مي‌توان آن را « سوگواری جانوران و طبیعت بر شخص درگذشته/ کشته شده » نامید و شواهد دیگری نیز دارد. برای نمونه در شاهنامه پس از بریدن سر سیاوش:

یـکــی بـاد بـا تـیـره گـردی سـیـاه         بـر آمـد بپـوشیـد خـورشیـد و  مـاه

کـســی یـکـدگـر را نـدیـدنـد روی         گـرفـتنـد نـفـریـن همـه بـرگـروی2

فرنگیس با شیون و زاری نزد افراسیاب اذعان مي‌کند که :

بـه کین سیاوش سیه پوشد آب          کنـد روز نـفریـن بر افراسیاب

(خالقی 2/355/2256)

هنگامی هم که خبر کشته شدن او (سیاوش) به ایران مي‌رسد:

اََبَر بـی­گنـاهیش نـخچـیـر، زار      گـرفتنـد شیـن بـه هر کوهسار

بنـالد همـی بلبل از شاخ سـرو        چـو درّاج زیـر گـلان بـا تذرو

همه شهر توران پر از داغ و درد        بـه بیشه ندرون برگ گلنار زرد

(خالقی2/380/19-21)

در مقدّمـﮥ (براعت استهلال) داستان رستم و اسفندیار «بلبل به نمایندگی طبیعت بر مرگ او [اسفندیار] مي‌نالد»

نگـه کـن سحـرگاه تـا بشنوی         ز بـلبـل سخـن گفتـن پهلـوی

همـی نالـد از مـرگ اسفندیـار         نـدارد جـز از نـاله زو یادگار3

طبق سوگ نامـﮥ مرگ مانی به زبان پارتی، بعد از کشته شدن او: « فرو ریخت کدة آسمان به بیرون سوی/ زمین لرزید/ بانگی سهمگین به گوش آمد/ و مردمان کین نشان دیدند/ بر آشفتند و افتادند بر روی»4 در سمک عیّار چون سر خورشید شاه را در تشت زرین مي‌برند « در حال باد بر آمد. گردی و غباری برخاست و سیاهی در عالم پیدا شد. همه جهان تیره و تار شد. پنداشتی که جهان بر خواهد خاست.»5

در منظومـﮥ کردیِ خه­زیم دریا در فصل بهار از جهت سوگواری خه زیم مي‌خشکد6 و به روایت انجیل متّی (باب بیست و هفتم) پس از تصلیب حضرت عیسی(ع) « از ساعت ششم تا ساعت نهم ظلمتی تمام آن زمین را فرا گرفت» و آن گاه که پیامبر جان مي‌دهد: « ناگاه پردة هیکل از بالا تا پایین دو پاره شده و زمین متزلزل گشته و سنگها شکافتند» (آیه 51)7

در بعضی از منابعِ مربوط به رویدادهای کربلا و مقاتل امام حسین(ع) هم از آشفتگی و انقلاب جوّی پس از شهادت امام سخن رفته است. مثلاً مقتل ابی مخنف نوشته است: « وتَزَلزلتِ الارضُ و اَظلمَ الشرقُ و الغربُ و اَخَذتِ النّاسَ الرجفه و الصواعقُ و اَمطَرتِ السّماءُ دماً عبيطاً»8

در منتهی الآمال نیز مي‌خوانیم:

غبار سختی که سیاه و تاریک بود در هوا پیدا شد و بادی سرخ وزیدن گرفت و چنان هوا تیره شد که هیچ کس عین و اثری از دیگری نمی­دید، مردمان منتظر عذاب و مترصّد عقاب بودند تا اینکه پس از ساعتی هوا روشن شد و ظلمت مرتفع گردید.9

از مجموع این نمونه‌ها مي‌توان نتیجه گرفت که مضمون عزاداری جانوران و برهم خوردن نظام طبیعت ـ خصوصاً بـه صـورتِ گرفتـگی و تیرگـی خورشید10ـ نشـان دهندة پاکی، محبوبیّت، اهمیّت مقام و مظلومیّت اشخاصی است که این حادثـﮥ شگفت انگیز در مرگ/ کشته شدن آنها روی مي‌دهد. در میان این افراد ـ به استناد شواهدی که ذکر شد ـ تفاوت گرشاسپ با دیگران این است که تنها او به مرگ طبیعی و معمولی مي‌میرد و سایر کسانی که طبیعت در سوگ آنها واکنش نشان مي‌دهد، همگی به نوعی کشته یا شهید مي‌شوند و جان سپردنشان برخلاف گرشاسپ، مظلومانه یا رقّت انگیز است.

تأثّر جانوارن و عناصر طبیعت از مرگ/ کشته شدن برخی از بزرگان با مفهوم نمادینی که اشاره شد، یک الگو و بن مایـﮥ داستانی است که مصادیق متعدّد آن را صرفاً باید در محدودة مشابهات بررسی کرد و اینکه یکی از پژوهشگران برخاستن گرد تیره در روایات کشته شدن سیاوش و تصلیب حضرت عیسی(ع) را « بیانگر الگوگیری داستان سیاوش از ماجراهای حضرت مسیح » دانسته‌اند،11 با این قاطعیّت پذیرفتنی نیست.

نکتـﮥ قابل ذکرِ دیگر این است که در بعضی از داستانهای ایرانی پس از کشته شدن نیروهای اهریمنی(دیوان و جادوان) هم هوا تیره مي‌شود و گرد و خاک بر مي‌خیزد. مثلاً اسفندیار در خان چهارم زن جادوگر را مي‌کشد و :

چـو جـادو بمـرد آسمـان تیـره گشت        بـر آنسان که چشم اندر او خیره گشت

یـکـی بـاد و گـردی بـر آمـد سـیـاه        بـپـوشـیـد دیـدار خـورشـیـد و مـاه

(خالق5/239/226و227)12

کاملاً روشن است که تحولّات جوّی و تغییرات نظام طبیعت در این گونه موارد هیچ ارتباطی با بن مایـﮥ مورد بحث ـ به­ویژه از نظر نمادشناسی داستانی ـ ندارد بلکه دقیقاً برعکس شواهد قبلی، بر جنبـﮥ اهریمنی پتیارگان و تأثیر جادویی آنها بر طبیعت و محیط پیرامون دلالت مي‌کند.

 

یادداشتها

1. رك: اسدي توسي. گرشاسپ­نامه، تصحيح حبيب يغمايي، كتابفروشي بروخيم 1317، ص468/ 18و19

2. رك: شاهنامـﮥ فردوسي، به كوشش دكتر جلال خالقي مطلق، بنياد ميراث ايران با همكاري بيبليوتكا پرسيكا 1369، دفتر دوم/ 358/ 2286و2287، همچنين، رك: ثعالبي، حسين بن محمّد. شاهنامـ كهن (پارسي تاريخ غررالسير)، پارسي گردان سيّد محمّد روحاني، انتشارات دانشگاه فردوسي مشهد 1372، ص139

3. خالقي مطلق، جلال. «عناصر درام در برخي از داستانهاي شاهنامه»، سخنهاي ديرينه، به كوشش علي دهباشي، نشر افكار1381، ص139

4. رك: زرشناس، زهره. «به ياد ماني (نگاهي به شعر پارتي) »، تك درخت (مجموعه مقالات هديـﮥ دوستان و دوستداران به محمّدعلي اسلامي ندوشن)، انتشارات آثار و يزدان1380، ص53.

5. رك: كاتب ارجاني، فرامرز بن خداد. سمك عيّار، تصحيح دكتر پرويز ناتل خانلري، بنياد فرهنگ ايران، چاپ سوم1347، ج5، ص176

6. رك: آيدنلو، سجّاد. شاهنامه و ادب عاميانـﮥ كردي، اروميّه، انتشارات صلاح الدين ايّوبي1379، ص113

7. كتاب مقدّس (عهد عتيق و عهد جديد)، ترجمـﮥ فاضل خان همداني، ويليام گرن و هنري مُرتِن، انتشارات اساطير1380، صص68 و69 (بخش عهد جديد)

8. مقتل الحسين و مصرع اهل بيته و اصحابه في كربلا المشتهر به مقتل ابي مخنف، قم، منشورات الرضي1362، ص147

9. قمي، شيخ عبّاس. منتهي­الآمال، قم، انتشارات هجرت، چاپ هشتم1374، ج1، صص726و727

10. از ميان انواع دگرگوني‌ها و عكس العملهاي طبيعي، گرفتگي (كسوف) خورشيد يا تاريك شدن آن بر اثر گرد و باد سياه بيش از همه ديده مي‌شود و در مرگ گرشاسپ و كشته شدن/ شهادت سياوش، خورشيد شاه، حضرت عيسي (ع) و امام حسين (ع) تكرار شده است.

11. رك: حميديان، سعيد. درآمدي بر انديشه و هنر فردوسي، نشر مركز1372، ص294

12. بيت دوم بسيار مشابه بيتي است كه پس از بريده شدن سر سياوش آمده و در آنجا مفهوم مثبتي دارد.

 

 

مزدک نامه 1 | موضوع : ادبیات

نوشته قبلی : خلاصةالاشعار (تذکره ای از عصر صفوی) | نوشته بعدی : جلوه های مدارا در سخنان سعدی

مشاهده : 155 بار | print نسخه چاپی | لینک نوشته |

دی ان ان evoq , دات نت نیوک ,dnn
دی ان ان