Menu

آرشیوها و کتابخانه‌ها در ازبکستان

نویسنده: دکتر محسن جعفری مذهب

آشنايي با نحوة كار آرشيوها و كتابخانه‌های كشور‌های صاحب اسناد و كتابهاي مرتبط با ايران، بويژه در آسياي مركزي و روابط متقابل ايران و ماوراءالنهر، يكي از دل مشغولي‌های نگارنده است. آشنايي كوتاه با آرشيو و كتابخانه‌های ازبكستان كه در سفر كوتاه سال 1999م/ 1378 ش ميسر شد، پس از آن با پي گيري تجربيات ديگران، ادامه يافت. و اينك بخشي از آن تجربيات، براي استفادة ديگر هم وطنان، منتشر می‌گردد. در ادامه، چهار گزارش از كتابخانه‌ها و آرشيوهاي ازبكستان می‌آيد كه مربوط به سالهاي گذشته است و هر كدام گوشه‌اي از وضعيت مراكز اطلاع رساني آن كشور را می‌نماياند. البته نگاه اين چهار گزارشگر يكسان نيست . نگارنده بعنوان تاريخ پژوه و شايد اطلاع رسان، از سوي ايران به آنجا رفته بود، و حساسيت ازبكان به ما ايرانيان پنهان كردني و انكار پذير نيست. البته ما (سياستگذاران و سياستمداران ما) در اين پندارسازي بی‌نقش نيستيم. گزارشهاي اديب خالد، كريستينه اوانس، و شوشانا كلر از نگاه پژوهشگري غربي نوشته شده‌اند كه به لطف فروپاشي شوروي پايشان به ازبكستان باز شده و البته هم دلارهاي سبزتري دارند و هم حساسيت منطقه‌اي ازبكان را بر نمي‌انگيزانند. در توصيف وضعيت بلبشوي آرشيو‌های منطقه نيز يكي به ميخ می‌زنند و يكي به نعل. هرچه باشد باز هم قصد دارند به آنجا برگردند. در گزارش نخست، ممكن است به بعضي نكات اشاره شده در گزارشهاي بعدي پرداخته و تشريح شود كه حتمأ بدليل يكي بودن گزارشكر و نويسندة مقاله (يعني نگارنده) می‌باشد.

 

 

( 1 )

ديدار از مراكز اطلاع رساني ازبكستان

محسن جعفری مذهب

با آنكه هدف از آن سفرپژوهش در ازبكستان نبود اما فرصتي پيش آمد تا از مراكز پژوهشي آنجا ديدارهايي داشته باشيم. لذا در اينجا توصيفي از مراكز آنجا می‌دهيم.

مشكلات اصلي كتابخانه‌ها و آرشيو‌های ازبكستان را می‌توان اينگونه تقسيم كرد:

1ـ فروپاشي شوروي، سيستم كتابداري كشورهاي سابقأ شوروي را از هم پاشيد. از آنجا كه سيستم كتابداري در شوروي ايدئولوژيك بود و همـﮥ علوم يا سوسياليستي بود و يا نبود، پس طبقه بندي علوم و كتابها و نشريات بايد سوسياليستي می‌بود. با آنكه سيستم شوروي از هم پاشيد اما در ازبكستان مانند برخي ديگر كشور‌های نو استقلال يافته، ايدئولوژي ديگري جانشين آن شد: ازبك بودن. بدين صورت، علوم انساني بايد توجيه گر نظام ازبك مدار باشد و كتابداري نيز از آن مصون نيست.

2ـ فروپاشي شوروي، نظام اقتصادي سوسياليستي را از هم پاشيد و باز شدن بی‌پرواي بازار، فقر شديدي را در جامعه و بويژه طبقـﮥ متوسط و كاركنان دولتي حاكم ساخت. وقتي حقوق يك استاد دانشگاه و آكادميسين كمتر از بيست دلار است می‌توان به توان و تلاش او پي برد. دولت كه توان افزايش حقوق را ندارد به آنها سخت نمي گيرد. لذا فسادهايي را در نظام اطلاع رساني كشور می‌بينيم:

الف: كم كاري. ساعت 11 صبح به موزة امير تيمور مراجعه كرديم اما هنوز باز نبود.

ب: پرداخت به كاركنان. ظاهرأ حلال مشكلات است بويژه اگر سبز آمريكايي باشد.

ج: شايعـﮥ گم شدن نسخه‌های ناياب و نفيس در گزارشهاي زير به چشم می‌خورد. و خودم شاهد و ناظر بعضي از اين دست بودم كه از ابرازش معذورم.

3ـ  تاجيك ستيري در كنار روس ستيزي باعث پاكسازي كتابخانه‌ها از مواد روسي و تاجيكي است و با توجه به اكثريت مواد آرشيوي و كتابخانه‌اي به اين دو زبان می‌توان به مشكل كار پي برد. پنهان كردن همـﮥ مواد، سياست دراز مدتي می‌خواهد كه دولت نوپاي ازبكستان از پس آن بر نيامده است.

4ـ  كمبود بودجه‌های فرهنگي و آموزشي بر بازسازي و نوسازي مراكز آرشيوي و كتابخانه‌اي اثر مستقيمي دارد. ابزار‌های كهنه و متعلق به دورة شوروي اينك در حال از كار افتادن است و لوازم تكثير همچون زيراكس، ميكروفيلم، مواد ظاهر كننده، به سختي بدست می‌آيد و طبيعي است كه پژوهشگر بايد بخشي از مخارج كار خود را بپردازد.

براي ما ايرانيان، بخش نسخه‌های خطي در انستيتوي شرقشناسي ابوريحان بيروني مفيدترين و جذاب‌ترين مركز در ازبكستان است. گنجينـﮥ عظيمي از نسخه‌های خطي فارسي و عربي در آنجا وجود دارد كه در دنيا بی‌نظير است. بويژه حضور عصام الدين اورنبايف در آن براي ما ايرانيان جالب است. البته او نيز تلاش دارد از اتهام همكاري با ايرانيان دور بماند. شايد از آنجا كه روسي و ازبكي نمي دانيم ديگر مراكز در ازبكستان از نظر ما دور و بی‌اهميت مانده باشد.

به اصرار من و آقاي كاوة بيات، زماني براي ديدن از كتابخانـﮥ عمومي عليشير نوايي (كه در واقع مانند كتابخانـﮥ ملي ازبكستان است) يافتيم و به حضور آقاي ابسالوم عمروف (نامي ظاهرأ يهودي ـ اسلامي) رئيس كتابخانه رسيديم و صحبت كرديم. متأسفانه بدليل قطع برق نتوانستيم از مخازن آن ديدن كنيم اما در بخش نشريات چندين نشريـﮥ كهنـﮥ ماوراءالنهري را ديديم بويژه بخاراي شريف و پيوست ازبكي آن توران را. هنوز اميدوارم بتوانم بخاراي شريف را در تهران تجديد چاپ كنم. از كتابهاي چاپي، براي نمونه چاپ نخست تركستان نامـ بارتولد كه در سال 1899 م منتشر شده بود خواستم كه يافته نشد و تنها بخشي ناقص از جلد دوم آن را يافتند و آوردند. و باور نمي كردم در آنجا نباشد. 

"انستيتوي مطالعات نقشبندي" در كنار مزار خواجه بهاالدين نقشبند در شهر بخارا تأسيس شده است. پس از فروپاشي شوروي، علاقـﮥ فرو خفته مردم به مشايخ صوفيه بيدار شد. آنروز كه ما به ديدار و زيارت خواجه بهاالدين نقشبند رفتيم يكشنبه بود و آنجا تعطيل. اما ظاهرا كتابخانه‌اي داشت و نشريه‌اي به دو زبان روسي و ازبكي (با خط عربي) كه شمارة اول آن را كه بتازگي منتشر شده بود خريديم و از شماره‌های بعدي بی‌اطلاعم.

در سمرقند  "انستيتوي بين المللي مطالعات آسياي مركزي" به كوشش يونسكو  تأسيس شده و تا كنون جلد نخست هنرهاي دستي آسياي مركزي  را منتشر كرده است.

از كتابخانه هايي كه نويسندگان غربي از آن بدون اشاره گذشته‌اند كتابخانـﮥ انجمن فرانسوي مطالعات آسياي مركزي IFEAC است كه در سال 1999 م حدود 15 هزار كتاب و نشريه در زمينـﮥ آسياي مركزي گرد آورده بود و مركز معنوي و فكري مسافران غربي (همانند انجمن فرانسوي مطالعات ايراني IFRI  در تهران) به ازبكستان بود. نكته‌اي را نبايد نا گفته بگذارم: از زمان هخامنشيان كه تعدادي از يهوديان اسباط دهگانـﮥ بني اسرائيل در ايران، به ماوراءالنهر مهاجرت كرده اند، اقليت يهودي منسجمي در منطقه زندگي می‌كردند كه به يهوديان بخارايي مشهورند. با آنكه اينان بدليل تعصب نژادي و ديني، از آميختن با اقوام منطقه خودداري می‌كردند اما نتوانستند همـﮥ فرهنگ عبري خود را حفظ كنند و براي بقا در جامعـﮥ اكثريت آريايي و سغدي ، زبان سغدي و سپس فارسي آموخته و بدان صحبت می‌كردند و براي نوشتن نيز با بهره‌گيري از خط عبري و افزودن نشانه‌هايي بر آن خطي ساختند شبه عبري كه زبان فارسي دري و تاجيكي را به آن می‌نوشتند و شايد كهن ترين سند زبان فارسي كه به حدود سال 100 هجري نوشته شده و توسط سر مارك اورل استين در دندان اويليق ختن يافته شده و اينك در كتابخانـﮥ بريتانيا محفوظ است به آن خط و زبان نوشته شده است. گروه سه‌گانـﮥ فارسيهود Judeo-Persian، تاجيكيهود Judeo- Tajik، و درييهود Judeo-Dari كه يهوديان ايران، ماوراءالنهر (بخارايي)، و افغانستان بدان سخن می‌گويند و می‌نويسند هنوز چندان كه بايد و شايد شناخته نيست. بگذريم. پس از بقدرت رسيدن ازبكان در ماوراءالنهر، كه نفوذ زبان فارسي به مثابه زبان دشمنان (صفويه، افشاريه، قاجاريه) به حداقل رسيد و فارسي زبانان منطقه با پذيرفتن عنوان تاجيك، سعي در حذف هرگونه اتهام همزباني و همفكري با ايرانيان و فارسي زبانان نمودند و اتفاقاً مؤفق نيز شدند، يهوديان حتي اين دغدغه را نيز نداشتند.

پس از فروپاشي روسيه تزاري و تأسيس جمهوريهاي شوروي بخارا و تركستان و سرانجام ازبكستان كه تاجيك ستيزي رونق گرفت و اكنون به اوج خود رسيده است و تاجيكان ازبكستان از آموزش زبان مادري محروم می‌شوند، اما يهوديان براحتي بزبان فارسي سخن گفته و به خط تاجيكيهود می‌نويسند و بدليل عدم ارتباط ظاهري زباني، فرهنگي، و ديني ، اتهام همكاري با ايرانيان و تاجيكان به آنها نمي‌چسبد، می‌توانند مدارس و نشريات خود را داشته باشند. البته بسياري از اين يهوديان بويژه باسوادان آنان، در سه برهـﮥ حساس پس از تشكيل دولت شوروي، پس از تشكيل دولت اسرائيل و پس از فروپاشي شوروي به غرب مهاجرت كرده و به اسرائيل يا ايالات متحده رفته‌اند. در شهرهاي بزرگ ماوراءالنهر همچون بخارا و سمرقند و تاشكند، منطقـﮥ يهودي نشيني وجود دارد كه ياد آور فرهنگ از بين رفتـﮥ ايراني و درحال انهدام تاجيكي است. با آنكه شهر تاشكند شهري روسي ساز است (از شهر كهنـﮥ و توريستي چاچ بگذريم كه در پس آپارتمانهاي دولتي ساز كنارة بزرگراه ابوريحان بيروني مدفون شده است) اما محلـﮥ يهوديان هنوز بوي شرقي دارد. در محلـﮥ يهوديان تاشكند ، دو منزل سابقأ شخصي براي من جلب نظر كرد: منزل آبراموف از يهوديان اروپاي شرقي كه بافتي روسي و اروپايي دارد و در سال 1999 در حال تبديل به موزة هنرهاي ملي ازبكستان بود. و منزل يك يهودي ماوراءالنهري كه شبيه منازل شمال ايران بود و من هنگام ورود به آن شباهتي بی‌نظير بين آن و منزل پدر بزرگم در بندر انزلي ديدم و البته شبيه آن را در رشت، ساري، گرگان، و سمرقند نيز ديده بودم. و اين منزل اكنون محل ايفياك است و در آن زمان پروفسور فورنيو مسئول آن بو . براي پژوهشگر غربي اين مركز همه گونه وسايل رفاهي، ارتباطي، و ابزارهاي پژوهش وجود دارد. وقتي گزارشهاي بعدي را بخوانيد به اهميت اين كتابخانه بيشتر آشنا می‌شويد. كمي مواد فارسي از متون و تحقيقات (كه بسيار ناچيز است) و حتي ترجمـﮥ تحقيقات ديگران، بشدت جلب نظر می‌كند. تجهيز اين كتابخانه بايد از اولويتهاي فرهنگي كشورمان باشد.

البته ظاهراً كشورهاي تركيه، ايالات متحده، انگلستان، كرة جنوبي، و اسرائيل نيز دست بكار تدارك مراكز پژوهشي در ازبكستان هستند. زماني به كتابخانـﮥ ملي ايران پيشنهاد ايجاد «دفتر منطقه‌اي كتابخانـﮥ ملي در آسياي مركزي» به مركزيت تاشكند را دادم كه وظيفـﮥ تدارك و تجهيز كتابخانه‌های كشورهاي پنجگانـﮥ ازبكستان، تاجيكستان، قرقيزستان، كازاخستان (/ قزاقستان)، تركمنستان و نيز افغانستان را بر عهده داشته باشد، كه البته ببهانـﮥ غير ممكن بودن جدي گرفته نشد، اما گمان دارم غير ممكن نيست و بر اجراي آن اصرار و پيگيري دارم.

از كتابفروشي‌های تاشكند هم بگوييم. هنوز كتاب فروشي وستوك سابق و شرق نوين مهمترين كتاب فروشي دولتي است. كتابهاي اندك آن قيمت پشت جلد دارند، به قيمت دولتي می‌فروشند و فاكتور هم می‌دهند. كتابها و نقشه‌های خوبي خريديم. اما بفاصله دويست متري اين كتابفروشي حدود بيست تا سي دست فروش بساط كرده بودند و همه جور كتاب می‌فروختند. چسبيده به كتاب فروشي شرق مغازة بزرگي است كه بيشتر صنايع دستي می‌فروشد اما در آن همه چيز می‌توان ديد و خريد. از كتاب و نسخـﮥ خطي گرفته تا سكه و مدال و سفالينه. يكشنبه بازاري هم دارد كه همه چيز در آن می‌فروشند: از جمله كتاب و عتيقه.

در سمرقند و هنگام زيارت شاه زنده نسخه‌اي براي فروش آوردند كه فروشنده می‌گفت شاهنامه است اما نبود. شايد چيزي شبيه سام نامه يا فرامرز نامه، 600  دلار می‌خواست. در حجره‌های مساجد و مدارس اطراف ميدان تاريخي ريگستان كه به فروشندگان اشياي توريستي اختصاص دارد نشاني از فروش كتاب نديدم.

در حجره‌های ورودي ارگ بخارا كه به توريستها صنايع دستي می‌فروشند گهگاه كتاب خطي وچاپ سنگي هم پيدا می‌شود كه فرق دو تا را نمي‌دانند يا اينگونه وانمود می‌كنند تا مشتري بيابند. 

 

 

(2)

تجربيات اخيرم در آرشيوهاي ازبكستان و روسيه

اديب خالد

طي سالهاي 2000ـ2001 م/ 1379ـ1380 ش، براي پژوهشم با عنوان «بناي آسياي ميانـﮥ شوروي 1918ـ1929»، به مدت هشت ماه در آرشيوهاي ازبكستان و روسيه بر روي منابع دست اول كار كردم. پژوهش من توسط شوراي آمريكايي براي آموزش بين المللي و با بورس كالج كارلتون تدارك ديده شده بود. اين پژوهش در بارة تغييرات اجتماعي، فرهنگي، و سياسي مردم آسياي ميانه در نخستين دهـﮥ حكومت شوروي بود. اميدوارم كه توجه ويژه‌اي به دورة 1917 تا 1924 م بيندازم و از چند پايان نامـﮥ مهم دربارة تاريخ اوليـﮥ ازبكستان استفاده كنم. و نيز اميدوارم نقش بازيگران بومي (چون جديديان، كمونيستهاي مسلمان، باسماچي، و ديگران) را بخوبي روشن كنم. من بيش از پنج ماه در ازبكستان و چند ماه در مسكو كار كردم. هدف از اين گزارش، توصيف آرشيو هاست و آنچه در آنها سودمند يافتم.

 

آرشيو‌های دولتي در جمهوري ازبكستان

اين آرشيو در تاشكند شامل اسناد فراوان فرمانداري كل تركستان (1865ـ1917م/  1244ـ1296 ش)، جمهوري خود مختار تركستان (1918ـ1924 م/ 1297ـ1303 ش)، جمهوري شوروي سوسياليستي خيوه (1920ـ1924 م/ 1299ـ1303 ش)، جمهوري شوروي سوسياليستي بخارا (1920ـ1924 م/ 1299ـ1303 ش) و ازبكستان (از 1924م/ 1303 ش تاكنون) می‌باشد. اين آرشيو راهنماي خوبي براي نگهداري دارد كه چاپ شده اند اما تنها در تالار مطالعه در دسترس قرار می‌گيرند. به علاوه سياهه‌های تايپي از ديگر مجموعه‌هايي كه در راهنما موجود نيست وجود دارد. همچنين برگه‌های زيادي از موضوعات اسناد وجود دارد ، كه براي بيگانگان در دسترس نيست. سودمندي آنها بسيار است با اين توجه كه آنها بر اساس طبقه بندي دورة شوروي سابق گرد آمده‌اند و می‌تواند ضررهاي بيشتر از سود داشته باشد. من بر روي حدود 15 مجموعه (fondy)  كار كردم كه بيشتر شامل اسناد  كميته اجرايي و شوراي وزيران تركستان و بخارا، بويژه وزارت آموزش بود. آرشيو يك دفتر كوچك و سودمند دارد كه اتاق مطالعـﮥ كوچكي دارد. از آنجا كه تعداد پژوهشگران بيگانه كم است، می‌توان بخوبي با آن دفتر كار كرد. من در سال 1991 م/ 1380 (در 4 ديدار) كار كرده بودم ، و آگاهيهاي خوبي دربارة آرشيو و دفتر آن دارم كه قابل گفتن است. امكانات فتو كپي خوبي دارند. هزينـﮥ فتوكپي 51 صوم (حدود 17 سنت رسمي و 7سنت در بازار آزاد) و شبانه انجام می‌شود. ظاهرا محدوديتي در تعداد فتوكپي نيست اما كپي همـﮥ يك پرونده(dela)  ممكن نيست.

 

ديگر آرشيوهاي ازبكستان

آرشيو شهر تاشكند در كنارة شهر Sorok Let Pobedy قرار دارد. ساختمان آن نزديك بازار ينگي‌آباد و در يك ساختمان 9 طبقـﮥ مسكوني است كه بعضي ديگر دستگاههاي دولتي نيز در آن قرار دارند.  آرشيو كم استفاده است و به پژوهشگران بيگانه خدمات نمي‌دهد. دستگاه فتوكپي موجود اما حرفه‌اي كار نمي‌كند.

سفري اكتشافي هم به آرشيو ولايتي سمرقند داشتم. آنجا آرشيوي كوچك، و مديري بسيار محترم دارد. فتوكپي به آساني ميسر است. به هر حال كميت و كيفيت و اهميت اسناد موجود در سمرقند به اندازة اسناد گرد آمده در آرشيوهاي تاشكند نيست. آرشيو حزبي (سابقا شعبـﮥ ازبك انستيتوي ماركسيسم لنينيسم ، و اكنون آرشيو رياست جمهوري) بر بيگانگان و نيز بسياري از پژوهشگران ازبك، به استثناي آنان كه اجازة رسمي دارند (و بنظر می‌رسد اين اجازه تنها به كساني داده می‌شود كه بر سركوب‌هاي دهـﮥ 1930 م كار می‌كنند) بسته است .

آرشيو دولتي روسيه تاريخ اجتماعي ـ  سياسي 

من ابتدائا در مجموعه‌های دفتر آسياي ميانـﮥ حزب كمونيست كار كرده بودم، كه بين سالهاي 1922 و 1934 عالي‌ترين ارگان قدرت در آساي ميانه بود. مجموعـﮥ آن فراوان و ارزشمند است. متاسفانه،  RGASPI تنها سه روز هفته باز است. برنامه‌اي بلند براي ايجاد دائمي آرشيو دولتي مركزي ازبكستان در دست است. بسياري از پرونده‌ها fondy ميكروفيلم شده و تنها بصورت ميكروفيلم در اختيار گذاشته می‌شود. كپي از اصل اسناد تنها با مجوز ممكن است . كپي از اسناد آزاد است اما به هر پژوهشگري و در هر نوبت مراجعه (ظاهرا بدون توجه به مدت اقامت پژوهشگر) تنها 400 صفحه داده می‌شود . هزينـﮥ كپي گران است (كپي از كاغذ هر برگ يك دلار، كپي از قطعات ميكروفيلم 35 سنت، و البته كيفيت كپي‌ها خوب است) و مدت زيادي وقت می‌گيرد و دو ماه انتظار معمولي است. يكي از نيازهاي جدي، داشتن دوستي است كه سفارش كند.

 

كار كتابخانه‌اي

اميدوارم تا بتوانم همـﮥ نشريات به زبان ازبكي، روسي، و تاجيكي را بررسي كنم. بيشتر مواد به زبان روسي در بخش كتابهاي نادر كتابخانـﮥ عمومي عليشير نوايي در تاشكند قرار دارند. منابع ازبكي و تاجيكي در آنجا و نيز در انستيتوي ابوريحان بيروني آكادمي علوم ازبكستان در تاشكند قرار دارند. هر دوي اين مؤسسات غني و يكديگر را كامل می‌كنند، اما هيچ كدام امكان تكثير ندارند (البته در انستيتوي ابوريحان بيروني، ميكروفيلم تعدادي از نسخ موجود است كه هزينـﮥ هر برگ 2 دلار است كه اين براي پژوهشگر بر نسخه‌های خطي مناسب است اما براي نشريات نه) . انستيتوي ابوريحان بيروني از پژوهشگران بيگانه اشتراك سالانـﮥ 30 دلار می‌گيرد. اين مبلغ قانوني است و به بعضي نياز‌های مادي آنان پاسخ می‌دهد. متاسفانه ساعات كار آنجا كم است: اتاق مطالعه از روز دوشنبه تا جمعه از ساعت 10 تا 13 و 14 تا 17 است. اما كتابخانـﮥ مير عليشير نوايي 7 روز هفته باز و زمان استفاده بيشتر و حق عضويتي نمي خواهد اما تكثير ممكن نيست . نشريات نه در بخش كتابهاي نادر بلكه در جايي جداگانه قرار دارد كه در اواسط فوريه براي تعميرات بسته شد و تا زمان نوشتن اين مقاله نيز بسته است.

 در مسكو، كتابخانـﮥ دولتي روسيه (لنين) بخاطر تعميرات بسته بود گرچه بخش نشريات كه در جنب خيمكي Khimki قرار دارد باز بود. محتويات مواد مرتبط با آسياي ميانه بسيار جالب است، و موجودي نشريات پس از 1923 كامل است. ميكروفيلم آنها تهيه شده و برگي 60 سنت هزينه دارد. البته سفر به خيمكي (45 دقيقه از مركز شهر) جسارت می‌خواهد.

 

 

(3)

وضعيت پژوهش در ازبكستان : دستيابي و وضعيت در سمرقند

كريستينه اوانس

دسترسي موفق به آرشيوهاي ازبكستان مستلزم برنامه ريزي شكيبايي و مساعدت است. اين پروسه 5 هفته از 8 هفته را تلف كرد كه من در تابستان سال 2003 م/ 1382 ش براي يك پژوهش اكتشافي از سوي شوراي آمريكايي آموزش بين الملل در تاشكند بودم. دفتر ايالات متحدة وزارت امور خارجـﮥ ازبكستان، كه مسئول اهداي مجوز به دانشمندان آمريكايي است نياز به درخواست رسمي سفارت ايالات متحده دارد. البته در ماه جولاي سفارت ايالات متحده اين درخواست را نپذيرفت و سرانجام نامه را براي من ننوشت. خوشبختانه بنظر می‌رسد اين حكم قابل مذاكره بود، و سر انجام اجازة كار در آرشيو دولتي سمرقند بر اساس نامـﮥ دفتر ACTR در تاشكند و ياري تماسهاي وزارت امور خارجه صادر شد. اين به مفت نمي‌ارزيد زيرا من در تقاضاي خود ، عنوان مبهم «سوسياليسم و نوگرايي در سمرقند پيش از جنگ» را نوشتم. دفتر آرشيو سمرقند، به من ياد آور شد كه آرشيوهاي ازبكستان خود كفا هستند و پژوهشگر بايد بخشي از هزينه‌های خدمات آرشيوي را بپردازد. اما من نتوانستم بفهمم كه براي نيازهايم چقدر پول بايد تبديل كنم. اجازه‌اي كه گرفتم براي يكسال بود و پس از آن بايد تمديد می‌شد.

آرشيو‌های ولايتي ازبكستان نيز بدليل نرسيدن بودجه دولتي و كمكهاي عمومي بسيار در مضيقه هستند. در سمرقند، ساختمان آرشيو جريان آب و برق دائمي نداشت و كنترل جوي مناسبي نداشت. بسته‌های كاغذ‌های زرد شده، در كف اتاقي قفسه دار پخش شده بود. هرچند ياري كارمندان آرشيو بسيار مفيد بود، اما انواع مشكلات از جمله گرماي بالاي 100 درجـﮥ فارنهايت در تابستان ، سرعت در پژوهش را مشكل می‌ساخت. تالار مطالعه شامل دو بخش اتاق كار و اتاق استراحت است و معمولا انباشته از دود ناشي از سوزاندن خاكروبه‌ها در حياط كناري ساختمان آرشيو است. تعمير تابستانه و مهيا شدن براي سفر پرزيدنت ولاديمير پوتين به سمرقند بهم ريختگي را ايجاد كرد، كارمندان آرشيو هم گهگاه بدلايلي چون نقاشي ساختمان، نظافت، زباله‌های پاكسازي محوطـﮥ اطراف آرشيو در روز طولاني كار داوطلبانه  subbotniki ، از بازيابي مواد مورد نياز در انبوه اسناد ناتوان می‌شوند ديگر مانع در راه پژوهشگران بيگانه، تصميم دولت پس از فروپاشي شوروي، در ازبكي كردن كاتالوگ انبوه اسناد دورة شوروي است و از اين نظر دانستن زبان ازبكي لازم می‌نمايد. براي نمونه، انبوه عكسهاي دورة شوروي فقط به ازبكي كاتالوگ شده‌اند. مدير آرشيو اشاره داشت كه كاتالوگ مواد جديد ورودي به آرشيو چندان روان و خوانا نيستند و با حقوق ماهانـﮥ حدود 14 دلار بيش از اين نمي‌توان انتظار داشت. وضعيت آرشيو‌های ازبكستان، انعكاسي از بحران عمومي كشور در زمينه اقتصاد و آموزش عمومي است كه بنظر نمي‌آيد در آيندة نزديك قابل رفع باشد. 

 

( 4 )

وضعيت كتابخانه‌ها در ازبكستان

شوشانا كلر

 اين گزارش حاصل سفر من به ازبكستان، براي پروژه‌اي آزمايشي با عنوان «آموزش تاريخ، آموزش ملت» در تابستان 2003 م / 1382 ش است. اين پروژه دربارة آموزش تاريخ ازبكستان در دوره‌های مدارس ابتدايي و متوسطـﮥ ازبكستان در دهه‌های 50 و 60 ميلادي است و اينكه چطور توصيف تاريخي ازبك توانست هويت ملي ازبكستان شوروي  را پديد آورد.

كتابخانه‌های دولتي ازبكستان در وضعيت بسيار خطرناكي است. در اواخر بهار 2003 م/ 1382 دولت ازبكستان تخريب كتابخانـﮥ دولتي مير عليشير نوايي در تاشكند را با هدف ساختن بناهاي دولتي بيشتر آغاز كرد. ظاهراً اين تصميم با اعتراض كتابداران  مواجه شد. مجموعـﮥ پنج ميليون جلدي كتابها اكنون به دو بخش تقسیم شده: بخشي به ساختماني در خيابان خوارزم و چسبيده به ساختمان جديد دانشگاه وست مينيستر بريتانيا (شمارة 12، خيابان آخون بابايف) منتقل شده است. پژوهشگر بايد ابتدا به ساختمان اصلي مراجعه كرده و كارت عضويت بگيرد، كه با ارائـﮥ گذرنامه، اجازة اقامت، نامـﮥ درخواست عضويت از نهاد پژوهشي ميزبان ممكن می‌گردد. برگه‌های كتابها در ساختمان خيابان خوارزم قرار دارد. و هشتاد درصد مجموعه در ساختمان شمارة 33 خيابان سليمانووا نزديك ايستگاه متروي ميدان استقلال (مستقلليك ميداني)، و نبايد از ساختمان خارج شود. گام بعدي ارائـﮥ كارت عضويت و شمارة تلفن اضطراري به ساختمان شمارة33 سليمانووا است با اين اميد كه كتاب و نشريه در دسترس باشد. كارمندان سعي دارند كمك كنند، اما دست آنان نيز بسته است. در نخستين ماههاي انتقال، تمام مجموعه در بسته‌های كوچك بسته بندي و در اتاقها و راهروها چيده شد. «تالار نشريات» مانند ورزشگاه يك دبيرستان و شامل بسته‌های نشريات بر زمين بدون نظم الفبايي بود و بخشي از يك نشريه در بسته‌اي ديگر بود. در اواخر ماه جولاي نشريات به قفسه‌های خود در ساختمان سليمانووا منتقل شدند. كتابداران بسته‌ها را باز و به سرعت ممكن به قفسه‌ها منتقل كردند، اما اين كار اگر نه يكسال، دست كم چند ماه طول می‌كشد. در اين ميانه بخش بزرگي از مجموعه از دسترس خارج است. تنها دليلي كه كتابداران سعي در يافتن همـﮥ كتابهاي مورد درخواست من كردند آن بود كه من ميهمان بيگانه بودم، و آنها تنها سه كتاب از نه كتاب مورد درخواست مرا يافتند. در ساختمان سيستم كنترل جوي وجود ندارد و من می‌توانستم ببينم كه فضاي كافي براي چيدن وجود ندارد و معلوم است كه كتابها يافته نشوند. كتابداري به من گفت كه هيچ برنامه‌اي براي ايجاد کتابخانـﮥ مركزي وجود ندارد و سالهاست اين برنامه ادامه دارد. شايعاتي وجود دارد كه كتابداران كتابخانـﮥ نوايي و كتابخانـﮥ اصلي آكادمي علوم كتابهاي ارزشمند را می‌فروشند تا كمكي به حقوق اندكشان كند، اما من نمي‌توانم چيزي را ثابت كنم. علاوه بر اين مشكلات، بعضي كتابخانه‌ها در حال تصفيه كتب روسي و دورة شوروي هستند، و جا را براي كتابهاي تازة ازبكي باز می‌كنند. من اين مشكل را در كتابخانـﮥ دانشگاه دولتي تربيت معلم تاشكند ديده‌ام و جان شوبرلين وضعيت مشابهي را از كتابخانـﮥ ولايتي فرغانه گزارش كرده است.  در حالي كه بعضي كتابخانه‌ها از كاتالوگهاي آنلاين و ديگر منابع ديجيتالي لاف می‌زنند و از هداياي مؤسسات غربي تشكر می‌كنند، اما دارند مجموعـﮥ خود را به نابودي می‌سپارند.

 

 

پی‌نوشت‌ها

  1. اين نوشته سالها در انتظار انتشار در ويژه‌نامه‌اي براي آسياي ميانه ماند و اينك منتشر مي‌شود. ممكن است برخي اطلاعات آن كهنه بنمايد اما آگاهيهاي آن براي ايرانيان مفيد و دست اول مي‌نمايد.

 

1. بخشي از اين نوشته، در دو گزارش ارائه شده به دفتر مطالعات سياسي و  بين المللي وزارت امور خارجه (تدارك كنندة آن سفر) و كتابخانـﮥ ملي ايران (سازمان متبوع نگارنده كه هيچ سهمي در آن سفر نداشت) آمده بود و بخشي در آن گزارشها نيامده بود و بخشي در اين گزارش هم نمي‌آيد.

1. بنگريد به معرفي آن توسط نگارنده با عنوان "شاگردان آن بناي اصفهاني" در مجلـ موزه‌ها، شمارة 31، تابستان 1381.

. “ Recent Work in Archives in Uzbekistan and Russia “ in: Central Eurasian Studies Review, Volume 1, Number 1, Winter 2002

. Adeeb Khalid, Associate Professor, Department of History, Carleton College, USA,

. The Russian State Archive of Socio-Political History (RGASPI)

. “ Research Conditions in Uzbekistan: Archival Access and Conditions in Samarkand ” in: Central Eurasian Studies Review Volume 2, Number 3 , Fall 2003

. Christine Evans, Ph.D. student, Department of History, University of California, Berkeley, Calif., USA,

. American Councils for International Education (ACTR/ACCELS).

. Samarqand davlat arxivi

. “ Library Conditions in Uzbekistan “ in: Central Eurasian Studies Review Volume 2, Number 3, Fall 2003

. Shoshana Keller, Associate Professor, History Department, Hamilton College, Clinton, N.Y., USA,

مزدک نامه 3 | موضوع : کلیات

نوشته قبلی : نقش زنان در هنر خط تازی | نوشته بعدی : تنوع رستم‌نامه‌ها در نسخ موجود

مشاهده : 73 بار | print نسخه چاپی | لینک نوشته |

دی ان ان evoq , دات نت نیوک ,dnn
دی ان ان